درباره‎ی من

بنده محمّد قربانیان هستم. اهل اصفهان و در حال حاضر در تهران زندگی می‎کنم. مشغول فعالیت در نمایندگی ایرانِ یک شرکت آلمانی هستم و همواره در تلاشم تا چیزی یاد بگیرم. سعی می‎کنم اهل مطالعه باشم و خودم را به روز نگه دارم. بخشی از مأموریت زندگی من این است کاری کنم تا جایی که در آن زندگی می‎کنم (شهر، خانه، شرکت و…) جایی بهتر برای زندگی کردن باشد.

از وقتی خیلی بچه بودم به رنگ نارنجی علاقه‎ی زیادی داشتم. در این حد که برای این رنگ ذوق می‎کردم و اطرافیان به من می‎گفتند تو آخر سوپور خواهی شد. خوشبختانه هنوز سوپور نشدم ولی همچنان به این رنگ علاقه دارم و این جزئی از هویت من شده و همیشه این رنگ، به قدری در زندگی من بوده است که اگر روزی نارنجی در لباسم یا به نوعی همراهم نبود، دوستانم از من شکایت می‎کردند. شاید از جایی به بعد، رابطه‎ی من با این رنگ از علاقه هم رد شد و بیش‎تر یک نمادی از هویتم شده است. کلمه‎ی نارنجیمن از جایی شروع شد که یکی از دوستانم در وصف من از ترکیب «مرد نارنجی» استفاده کرد و این در حالی بود که اکثراً به من می‎گفتند آقای نارنجی یا مستر نارنجی. من از «مرد نارنجی» خوشم آمد و تصمیم گرفتم که کمی آن را دستخوش تغییر دهم و از «نارنجیمن» استفاده کنم و این طور شد که من نارنجیمن شدم. 

وقتی دبیرستانی بودم، آرزو داشتم که وارد دانشگاه صنعتی اصفهان شوم و مهندسی مکانیک بخونم. همین طور هم شد و از آن جایی که به کسب‎وکار علاقه داشتم، با رشته‎ی مهندسی صنایع دورشته‎ای کردم و در نهایت در دو رشته‎ی مهندسی مکانیک و مهندسی صنایع فارغ‎التحصیل شدم. در یک سال مانده به پایان دوران تحصیلات کارشناسی‎ام بود که برای تصمیم‎گیری در مورد ادامه‎ی تحصیل دچار بحران شدم. واقعاً بحران عجیبی بود. بالاخره تصمیم گرفتم که در یک شرکتی که هم به حوزه مهندسی مکانیک و هم مهندسی صنایع مربوط بود، کار کنم. پس از کار کردن به این نتیجه رسیدم که من آدمی که اهل تحقیق و ریسرچ باشد، نیستم و قطعاً کارشناسی ارشد هیچ رشته‎ی مهندسی، که کار تحقیقی است، به درد من نخواهد خورد. می‎خواستم کلاً از ادامه‎ی تحصیل صرف نظر کنم که تحصیل در رشته‎ی MBA به من پیشنهاد شد. باز هم برای ادامه‎ی تحصیل شک داشتم ولی در نهایت درخواست پذیرش بدون کنکور برای تحصیل در رشته‎ی MBA در دانشکده‎ی مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف را فرستادم. خوشبختانه، پس از انجام مصاحبه پذیرفته شدم. با شروع تحصیلم در این دانشکده، به مدت دو ترم، فعالیت‎های کاری‎ام متوقف شد و از پایان ترم دوم، مجدد شروع به فعالیت کردم.

حقیقت تلخی که راجع به رشته MBA وجود دارد، این است که این روزها بیش‎تر به یک مد مدیریتی تبدیل شده است و خیلی‎ها می‎خواهند که فقط MBA داشته باشند. از همین‎رو، من تصمیم گرفته‎ام که خودم را در بند فضای دانشگاهی نکنم.

می‎توان بگویم که مؤثرترین فرد بر زندگی من، محمّدرضا شعبانعلی بوده و هست که در موارد بسیار زیادی، نوشته‎هایش به من کمک کرده است. باید همیشه قدردان این بزرگوار باشم. سال‎ها است که وبلاگ او را دنبال می‎کنم و خوشبختانه در سال گذشته فرصت داشتم که او را از نزدیک ملاقات کنم.

فرآیندی که بر فروشندگی در کسب‎وکارهای B2B، حاکم است، یکی از علاقه‎مندی‎های اصلی من است. در این نوع فروشندگی‎ها، همچنان نقش انسان پررنگ است و البته باید دنیای دیجیتال را هم در نظر گرفت که بر همه‎ی کسب‎وکارها اثر گذاشته و می‎گذارد. من طرفدار تکنولوژی هستم و از اینکه تکنولوژی دنیای ما را تغییر می‎دهد راضی‎ام. فقط دوست دارم که دنیای ما را بهتر کند نه بدتر.

معتقدم که دوران کسب‎وکارهای خشک و بدون احساسات گذشته است و نیاز است که کسب‎وکارها روح داشته باشند. هر کسب‎وکاری، دربرگیرنده‎ی تعداد زیادی ارتباطات است و غذای این ارتباطات، داستان و داستان‎سرایی است. به طور کلی به کسب‎وکارها به خصوص آن‎هایی که در حوزه‎ی تکنولوژی‎های جدید باشند، علاقه‎ی زیادی دارم. کسب‎وکارهای گوناگون، چالش‎های رنگارنگ دارند.

برای این‎که بتوانم در حوزه‎ی کاری خودم و علاقه‎مندی‎هام، حرفه‎ای‎تر عمل کنم، تصمیم به وبلاگ نویسی کردم. نوشتن راجع به علاقه‎مندی‎ها آدم را به سمت یادگیری و دقیق حرف‎زدن سوق می‎دهد. 

در صورت تمایل به آگاهی از آخرین مطالب سایت نارنجیمن، می‎توانید ایمیل خود را در جعبه‎ی زیر وارد کنید تا مطالب به طور دوره‎ای برای شما ارسال شوند.

می خوام از آخرین مطالب سایت نارنجیمن باخبر باشم!

خبرنامه نارنجیمن

Please wait...

تبریک رفیق و سپاس فراوان

برای تماس با من از پیام‎رسان تلگرام و آی دی @Narenjiman کمک بگیرید. 

با تشکر

محمّد قربانیان

حقوق سایت متعلق به نارنجیمن است